حفظ تعادل از پیچیدهترین عملکردهای بدن است که نیازمند همکاری همزمان چندین سیستم حسی و حرکتی میباشد. هرگونه اختلال در هماهنگی این سیستمها موجب ایجاد احساس حرکت غیرواقعی، ناپایداری یا چرخش میشود که به آن سرگیجه گفته میشود. سرگیجه نهتنها از نظر فیزیولوژیکی بلکه از نظر روانی و اجتماعی نیز تأثیر قابلتوجهی بر زندگی افراد دارد. برای درک علت آن، شناخت عملکرد طبیعی دستگاه دهلیزی، ارتباطات عصبی و نقش مغز در پردازش اطلاعات ضروری است. این درک میتواند پایهای برای طراحی روشهای درمانی غیر دارویی و تمرینات بازتوانی باشد.
فیزیولوژی طبیعی سیستم تعادل
سیستم تعادل بدن حاصل همکاری سه منبع اطلاعاتی اصلی است: دستگاه دهلیزی در گوش داخلی، گیرندههای حس عمقی در عضلات و مفاصل و دستگاه بینایی. دستگاه دهلیزی وظیفه دارد حرکات سر و موقعیت بدن را نسبت به جاذبه شناسایی کند. گیرندههای حس عمقی تغییر وضعیت اندامها را به مغز گزارش میدهند و سیستم بینایی، اطلاعات فضایی از محیط اطراف را ارائه میدهد. این اطلاعات در هستههای دهلیزی ساقه مغز و در مخچه پردازش میشوند تا تصویری واحد از موقعیت بدن در فضا ایجاد شود. اگر این اطلاعات با هم تطابق نداشته باشند، مغز نمیتواند وضعیت واقعی بدن را تفسیر کند و احساس سرگیجه به وجود میآید.
ساختار و عملکرد گوش داخلی
گوش داخلی بخش کلیدی دستگاه تعادلی بدن است و از دو ساختار اصلی به نام لابیرنت استخوانی و لابیرنت غشایی تشکیل شده است. درون لابیرنت غشایی، مایعی به نام اندولنف جریان دارد که حرکت آن موجب تحریک سلولهای گیرندهی دهلیزی میشود. این سلولها در بخشهایی به نام اوتریکول و ساکول برای تشخیص حرکات خطی و در سه مجرای نیمدایرهای برای تشخیص حرکات زاویهای سر قرار دارند.
حرکت سر موجب جابجایی مایع اندولنف میشود و خم شدن سلولهای مویی را در پی دارد. این تحریک مکانیکی به سیگنال الکتریکی تبدیل میشود و از طریق شاخه دهلیزی عصب هشتم مغزی به مغز منتقل میگردد. هماهنگی دقیق میان دو طرف گوش داخلی برای حفظ تعادل ضروری است و هرگونه اختلاف در پیامهای ارسالی از دو گوش باعث احساس چرخش یا ناپایداری میشود.
مسیرهای عصبی دهلیزی تا مغز
پیامهای دهلیزی پس از تولید در گوش داخلی از طریق عصب هشتم جمجمهای به هستههای دهلیزی در بصلالنخاع میرسند. این هستهها مرکز اصلی پردازش اولیه اطلاعات دهلیزی محسوب میشوند و سیگنالها را به مسیرهای مختلف مغزی ارسال میکنند. یکی از این مسیرها، مسیر دهلیزیـمخچهای است که هماهنگی حرکتی و تنظیم حرکات بدن را برعهده دارد. مسیر دوم، دهلیزیـچشمی است که با هستههای حرکتی چشم در ارتباط است و باعث میشود هنگام حرکت سر، چشمها در جهت مخالف حرکت کنند تا تصویر روی شبکیه ثابت بماند.
مسیر دیگر، دهلیزیـنخاعی است که سیگنالها را به عضلات تنه و اندامها منتقل میکند تا تونوس عضلانی و تعادل حفظ شود. همچنین مسیر دهلیزیـقشری اطلاعات مربوط به موقعیت فضایی بدن را به قشر مغز ارسال میکند تا آگاهی فضایی ایجاد شود. هماهنگی این مسیرها نقش اساسی در احساس تعادل و پیشگیری از سرگیجه دارد.
پاتوفیزیولوژی سرگیجه محیطی
سرگیجه محیطی زمانی رخ میدهد که آسیب یا اختلال در گوش داخلی یا عصب دهلیزی ایجاد شود. در این وضعیت، مغز اطلاعات ناهماهنگی از دو گوش دریافت میکند و این اختلاف باعث احساس حرکت یا چرخش میشود.
سرگیجه وضعیتی خوشخیم (BPPV)
این نوع سرگیجه زمانی اتفاق میافتد که ذرات کربنات کلسیم (اتوکونیا) از محل طبیعی خود در اوتریکول جدا شده و وارد یکی از مجاری نیمدایرهای شوند. هنگام تغییر وضعیت سر، این ذرات باعث حرکت غیرطبیعی مایع اندولنف میگردند و تحریک بیشازحد سلولهای مویی را در پی دارند. مغز این تحریک را بهصورت حرکت واقعی تفسیر میکند و احساس چرخش ناگهانی و کوتاهمدت ایجاد میشود. این نوع سرگیجه با مانورهای حرکتی ویژه قابل درمان است.
نوریت دهلیزی
در این اختلال، التهاب یا عفونت عصب دهلیزی موجب قطع یا کاهش انتقال پیامهای عصبی از گوش داخلی به مغز میشود. فرد معمولاً بهطور ناگهانی دچار سرگیجه شدید، تهوع و حرکات غیرارادی چشم (نیستاگموس) میگردد. این حالت ممکن است چند روز ادامه یابد و پس از آن با تمرینات بازتوانی و جبران عصبی بهبود پیدا کند.
بیماری منییر
در بیماری منییر، میزان مایع اندولنف در لابیرنت داخلی افزایش مییابد و فشار غیرطبیعی ایجاد میکند. این تغییرات باعث تخریب تدریجی سلولهای گیرنده و بروز سرگیجههای دورهای همراه با وزوز گوش و کم شنوایی نوسانی میشود.
پاتوفیزیولوژی سرگیجه مرکزی
سرگیجه مرکزی زمانی رخ میدهد که ضایعه یا اختلال در مسیرهای عصبی مغز، مخچه یا ساقه مغز ایجاد شود. این نوع سرگیجه معمولاً مداومتر و پیچیدهتر از نوع محیطی است و اغلب با علائم عصبی دیگر مانند دوبینی، اختلال گفتار یا عدم تعادل شدید همراه است. از نظر فیزیولوژیک در این حالت مغز در پردازش و تلفیق اطلاعات دهلیزی دچار ناهماهنگی میشود. به همین دلیل نیستاگموس در این بیماران معمولاً نامتقارن و در جهتهای مختلف دیده میشود. اختلال در مسیرهای دهلیزیـچشمی یا دهلیزیـمخچهای از علل اصلی بروز سرگیجه مرکزی است.
نقش رفلکسهای دهلیزی در تعادل
سیستم دهلیزی برای حفظ ثبات دید و کنترل وضعیت بدن از طریق دو رفلکس اصلی عمل میکند. نخست رفلکس دهلیزیـچشمی (VOR) است که باعث حرکت جبرانی چشمها در جهت مخالف حرکت سر میشود و از تاری دید در حین حرکت جلوگیری میکند. دوم رفلکس دهلیزیـنخاعی (VSR) است که با تنظیم خودکار تونوس عضلانی از افتادن بدن در هنگام ناپایداری جلوگیری میکند. این دو رفلکس در هماهنگی بین حرکات چشم، سر و تنه نقش اساسی دارند و اختلال در آنها موجب ناپایداری و افزایش خطر سقوط میشود.
ارتباط سرگیجه با سیستم عصبی خودمختار
در بسیاری از موارد سرگیجه با علائم جسمی مانند تهوع، تعریق، رنگپریدگی و تغییر ضربان قلب همراه است. این علائم ناشی از ارتباط مستقیم میان هستههای دهلیزی و مراکز تنظیمکنندهی خودمختار در ساقه مغز هستند. تحریک ناگهانی این مراکز سبب فعال شدن سیستم سمپاتیک و پاراسمپاتیک میشود و تغییرات فیزیولوژیکی متعددی را در بدن ایجاد میکند. به همین دلیل، سرگیجه علاوه بر احساس چرخش، معمولاً با واکنشهای بدنی همراه است که شدت ناراحتی بیمار را افزایش میدهد.
ارزیابی بالینی و تست سرگیجه
تشخیص علت سرگیجه نیازمند بررسی دقیق و چندجانبه است. پزشک ابتدا با گرفتن شرححال کامل، زمان شروع، مدت، عوامل تشدید و علائم همراه را ارزیابی میکند. سپس با استفاده از تست سرگیجه، عملکرد سیستم دهلیزی، بینایی و حس عمقی را میسنجد. این آزمون شامل ارزیابی حرکات چشمی، واکنش به تغییر وضعیت بدن و بررسی هماهنگی حرکات سر است.
در بیماران با سابقهی افت شنوایی یا علائم دهلیزی، انجام تست شنوایی بزرگسالان برای ارزیابی عملکرد گوش داخلی و بررسی ارتباط بین اختلال شنوایی و تعادلی ضروری است. همچنین در برخی موارد بررسی وضعیت شنوایی و تعادل در سنین پایین بهویژه در کم شنوایی در کودکان، میتواند در تشخیص اختلالات مادرزادی دهلیزی نقش داشته باشد. در صورت وجود علائم عصبی، تصویربرداری مغزی بهمنظور ارزیابی نواحی مرکزی انجام میشود.
توانبخشی و بازآموزی دهلیزی
بازتوانی دهلیزی شامل مجموعهای از تمرینات فیزیکی است که با هدف بهبود عملکرد سیستم تعادلی و جبران نقصهای حسی طراحی میشود. این تمرینات باعث تحریک کنترلشده مسیرهای دهلیزی و فعال شدن مکانیسمهای جبرانی در مغز میگردند. با تکرار منظم حرکات چشم، سر و بدن، مغز مسیرهای عصبی جدیدی ایجاد میکند تا از دادههای باقیمانده برای حفظ تعادل استفاده کند.
توانبخشی دهلیزی علاوه بر کاهش احساس سرگیجه، موجب افزایش اعتماد بهنفس و بازگشت تدریجی عملکرد طبیعی در زندگی روزمره میشود.
روشهای نوین ارزیابی شنوایی در کودکان و نوزادان در مرکز آوا اودیولوژی
در مرکز آوا اودیولوژی، ارزیابی شنوایی نوزادان و کودکان با استفاده از روشهای نوین و غیرتهاجمی انجام میشود تا مشکلات شنوایی بهطور دقیق و سریع شناسایی شوند. این روشها شامل تستهای OAE (انتشار امواج گوش خارجی) و ABR (پاسخ ساقه مغز به محرک صوتی) است که حتی بدون همکاری کامل کودک، عملکرد سیستم شنوایی و دهلیزی را مورد بررسی قرار میدهد. همچنین تکنیکهای بازیمحور و مشاهدهای برای سنین خردسال به کار گرفته میشوند تا روند ارزیابی با کمترین استرس و بیشترین دقت انجام شود. استفاده از این فناوریهای پیشرفته در کنار تخصص کارشناسان آوا اودیولوژی امکان تشخیص زودهنگام کم شنوایی کودکان را فراهم میکند و مسیر مناسبی برای پیگیریهای درمانی و توانبخشی مؤثر ایجاد مینماید.
نتیجهگیری
بهطور کلی، حفظ تعادل از پیچیدهترین عملکردهای بدن محسوب میشود و نیازمند هماهنگی دقیق میان سیستم دهلیزی، بینایی و حس عمقی عضلات و مفاصل است. هرگونه اختلال در این تعامل از ناهماهنگیهای محیطی گرفته تا آسیبهای مرکزی مغز، میتواند منجر به بروز سرگیجه، ناپایداری و احساس چرخش غیرواقعی شود که کیفیت زندگی فرد را تحت تأثیر قرار میدهد. شناخت ساختار و عملکرد گوش داخلی، مسیرهای عصبی دهلیزی، رفلکسهای حرکتی و نقش مغز در پردازش اطلاعات، پایهای برای درک علل سرگیجه فراهم میآورد و امکان طراحی روشهای ارزیابی دقیق از جمله تستهای تعادلی و شنوایی و نیز برنامههای توانبخشی و بازآموزی دهلیزی را ایجاد میکند. توجه به این فرآیندها نهتنها به کاهش علائم فیزیولوژیک، بلکه به بهبود اعتماد بهنفس و کیفیت عملکرد روزمره افراد کمک میکند و مسیر مراقبت جامع و هدفمند از تعادل و شنوایی را هموار میسازد.
همچنین بخوانید:









